استراتژی محتوا
حدود ۱۱ دقیقه مطالعهآخرین به‌روزرسانی: ۱۴۰۵/۷/۵

توی هر مرحله از مسیر خرید، چه محتوایی به کاربرمون کمک می‌کنه؟

برای هر مرحله از مسیر خرید، کاربر سؤال متفاوتی داره. ببینید چطور محتوا رو با نیازش هماهنگ کنید؛ از شناخت مسئله تا انتخاب و استفاده از محصول.

مقدمه

کسی که تازه فهمیده یک مشکل داره، معمولاً هنوز دنبال مقایسه قیمت و انتخاب فروشنده نیست. اگه همون موقع مستقیم محصول یا خدماتتون رو بهش پیشنهاد بدید، احتمال داره جواب سؤال اصلیش رو نگرفته از صفحه خارج بشه. از اون طرف، کاربری که بین چند گزینه مردده، با یک مقاله کلی درباره اهمیت مسئله جلو نمی‌ره؛ اون به جزئیات مقایسه و اطمینان برای تصمیم نیاز داره.

برای همین، محتوا در مسیر خرید مشتری فقط به معنی نوشتن مقاله برای چند کلمه کلیدی نیست. باید بفهمید کاربر در هر نقطه چه چیزی می‌دونه، چه سؤالی داره و قدم بعدی براش چیه. بعد محتوایی بسازید که همون قدم رو براش روشن‌تر کنه. این مسیر همیشه صاف و یک‌طرفه نیست؛ ممکنه کاربر چند بار بین بررسی و تصمیم رفت‌وآمد کنه یا از یک مرحله جلوتر وارد سایتتون بشه. پس به‌جای اینکه همه رو توی یک قیف ثابت جا بدید، نیازهای اصلیشون رو بشناسید.

توی این راهنما مرحله‌به‌مرحله می‌بینیم برای شناخت مسئله، بررسی راه‌حل، مقایسه گزینه‌ها، تصمیم‌گیری و استفاده بعد از خرید چه محتوایی به کاربر کمک می‌کنه و چطور می‌تونید این محتواها رو به هم وصل کنید.

فهرست مطالب

اول مسیر خرید رو از سؤال‌های کاربر شروع کنید

اسم مرحله‌ها به‌تنهایی بریف محتوایی نمی‌سازه. «آگاهی» یا «تصمیم» فقط برچسبه؛ چیزی که به کارتون میاد اینه که کاربر در اون نقطه چه سؤالی می‌پرسه. برای هر مرحله سه چیز رو یادداشت کنید: مسئله یا خواسته کاربر، تردید اصلیش و قدمی که بعد از دیدن محتوا می‌تونه برداره.

مثلاً کسی که برای فروشگاه اینترنتیش دنبال راهی برای کم‌کردن تماس‌های تکراری پشتیبانیه، ممکنه اول هنوز ندونه مشکل از کجاست. بعد راه‌حل‌های مختلف رو بررسی کنه و در نهایت بین خرید نرم‌افزار، تغییر فرایند یا استخدام نیروی بیشتر انتخاب کنه. اگه برای هر سه نفر یک صفحه فروش بنویسید، دو گروه اول احتمالاً جواب نیازشون رو پیدا نمی‌کنن.

برای فهمیدن این سؤال‌ها می‌تونید گفت‌وگوهای فروش و پشتیبانی، پرسش‌های قبل از خرید، جست‌وجوهای سایت، نظرات مشتری‌ها و صفحه‌های نتایج جست‌وجو رو بررسی کنید. حواستون باشه از یک عبارت جست‌وجو به‌تنهایی نتیجه قطعی نگیرید؛ نیت کاربر رو کنار نوع صفحه‌هایی که برای اون موضوع نمایش داده می‌شن بسنجید. برای این کار می‌تونید از راهنمای خواندن نتایج جست‌وجوی فارسی هم کمک بگیرید.

مرحله اول: وقتی کاربر تازه مسئله رو می‌شناسه

اینجا کاربر ممکنه نشونه‌ها رو حس کرده باشه، اما هنوز مسئله رو دقیق تعریف نکرده باشه. شاید دنبال راه‌حل مشخصی هم نباشه؛ فقط می‌خواد بفهمه چرا یک کار سخت شده یا چه چیزی رو باید بررسی کنه. محتوای این مرحله باید کمکش کنه وضعیتش رو بهتر بشناسه، نه اینکه از همون اول مجبورش کنه محصولی انتخاب کنه.

چه محتوایی به درد این مرحله می‌خوره؟

  • راهنمای تشخیص مسئله: نشونه‌های رایج رو توضیح بدید و کمک کنید کاربر بفهمه کدوم نشونه به شرایطش مربوطه.
  • مقاله‌های آموزشی پایه: مفهوم‌ها رو با زبان روشن توضیح بدید و از اصطلاح تخصصی بدون توضیح رد نشید.
  • چک‌لیست یا ابزار خودارزیابی: سؤال‌هایی بدید که کاربر با جواب‌دادن بهشون تصویر روشن‌تری از وضعیتش پیدا کنه.
  • پاسخ به باورهای نادرست: اگر یک برداشت اشتباه ممکنه تصمیم کاربر رو عقب بندازه، با توضیح دقیق و بدون ترساندن اصلاحش کنید.

برای نمونه، به‌جای اینکه صفحه‌ای با عنوان «خرید سامانه پشتیبانی» بسازید، می‌تونید مقاله‌ای درباره نشونه‌های شلوغ‌شدن فرایند پاسخ‌گویی بنویسید. مثال‌ها رو به شرایط مختلف ربط بدید و روشن کنید چه زمانی یک مشکل واقعاً نیاز به ابزار تازه داره و چه زمانی بازنگری فرایند کافیه.

دعوت به اقدام هم بهتره سبک باشه: خواندن راهنمای مرتبط، بررسی یک چک‌لیست یا ثبت‌نام برای دریافت محتوای آموزشی. کاربری که هنوز مسئله رو می‌شناسه، لزوماً آماده درخواست دمو یا خرید نیست.

مرحله دوم: وقتی کاربر دنبال راه‌حل می‌گرده

در این مرحله، کاربر مسئله رو جدی‌تر گرفته و می‌خواد بدونه چه راه‌هایی برای حلش وجود داره. ممکنه هنوز ندونه چه دسته‌ای از راه‌حل‌ها براش مناسبه؛ پس کار شما این نیست که فقط گزینه خودتون رو بهترین انتخاب معرفی کنید. باید راه‌های اصلی، کاربرد هرکدوم و محدودیت‌هاشون رو توضیح بدید.

محتوا رو به انتخاب آگاهانه کمک کنید

  • راهنمای انتخاب راه‌حل: توضیح بدید چه معیارهایی رو باید قبل از انتخاب بسنجن؛ مثلاً حجم کار، منابع در دسترس یا نیاز به هماهنگی تیمی.
  • مقایسه رویکردها: گزینه‌ها رو با معیارهای یکسان بررسی کنید، نه اینکه برای گزینه مطلوب خودتون معیار آسان‌تری بذارید.
  • آموزش قدم‌به‌قدم: نشان بدید کاربر چطور می‌تونه بدون خرید فوری، بخشی از مسئله رو بررسی یا حل کنه.
  • پاسخ به سؤال‌های تخصصی: توضیح بدید هر راه‌حل چه پیش‌نیازها و محدودیت‌هایی داره.

برای مثال، اگه کاربر می‌خواد رفت‌وآمد کارها بین اعضای تیم رو کمتر کنه، می‌تونید تفاوت اصلاح فرایند دستی، استفاده از ابزار مدیریت کار و خودکارسازی بخش‌هایی از کار رو توضیح بدید. قرار نیست همه رو به یک نسخه برسونید؛ کمک کنید خودش تشخیص بده از کجا شروع کنه.

این مرحله جاییه که موضوع‌های تجاری هم اهمیت پیدا می‌کنن، اما نباید صرفاً چون یک عبارت خرید به نظر می‌رسه براش صفحه بسازید. اول بررسی کنید هدف کسب‌وکار چیه و کاربر با جست‌وجوی اون عبارت دنبال چه نوع پاسخی می‌گرده. راهنمای پیداکردن کلمات کلیدی تجاری می‌تونه به این بررسی جهت بده.

مرحله سوم: وقتی کاربر گزینه‌ها رو مقایسه می‌کنه

اینجا کاربر می‌دونه چه نوع راه‌حلی می‌خواد و حالا باید بین چند فروشنده، محصول یا روش انتخاب کنه. محتوای کلی که فقط مزیت‌های عمومی رو تکرار می‌کنه، معمولاً کمک زیادی به این تصمیم نمی‌کنه. کاربر دنبال اطلاعات مشخص و قابل‌بررسیه تا بفهمه هر گزینه چقدر با شرایطش جور درمیاد.

اطلاعات مقایسه‌ای رو روشن و منصفانه بنویسید

  • صفحه مقایسه یا جایگزین‌ها: معیارهای مهم رو یکسان نگه دارید و تفاوت‌ها رو واضح توضیح بدید.
  • جزئیات محصول یا خدمت: امکانات، پیش‌نیازها، محدودیت‌ها و مواردی رو که شامل نمی‌شن پنهان نکنید.
  • نمونه فرایند یا نمایش کاربرد: نشان بدید کاربر برای انجام یک کار واقعی چه مراحلی رو طی می‌کنه.
  • پاسخ به اعتراض‌ها: درباره هزینه، زمان راه‌اندازی، پشتیبانی یا سازگاری با شرایط کاربر اطلاعات دقیق بدید.

اگر مثال مشتری یا نتیجه‌ای رو منتشر می‌کنید، فقط از تجربه و اطلاعاتی استفاده کنید که واقعاً در اختیار دارید و اجازه انتشارش رو دارید. اگر هنوز نمونه‌ای ندارید، به‌جاش یک سناریوی فرضی رو صریحاً فرضی معرفی کنید؛ چیزی رو به شکل تجربه واقعی جا نزنید.

همچنین لازم نیست هر عبارت نزدیک به محصول رو به یک صفحه جدا تبدیل کنید. دو صفحه که یک سؤال و یک نیاز رو جواب می‌دن ممکنه برای کاربر گیج‌کننده بشن. پیش از ساخت صفحه تازه، موضوعش رو در معماری کلی سایت بررسی کنید؛ راهنمای چیدن نقشه موضوعی سایت برای این کار کمک‌کننده‌ست.

مرحله چهارم: وقتی کاربر آماده تصمیم گرفتنه

کاربری که به این مرحله رسیده، معمولاً دنبال راه فرار از ابهام‌های آخره: قیمت چطور محاسبه می‌شه؟ شروع کار چه مراحلی داره؟ چه چیزی باید آماده کنه؟ اگر شرایطش مناسب نبود چه می‌شه؟ پس صفحه تصمیم باید اطلاعات عملی بده، نه اینکه با ادعاهای بزرگ او رو برای خرید تحت فشار بذاره.

پیش از درخواست یا خرید، این سؤال‌ها رو جواب بدید

  • دقیقاً چه چیزی دریافت می‌کنه و چه چیزی جزو پیشنهاد نیست؟
  • برای شروع چه اطلاعات، دسترسی یا منابعی لازمه؟
  • مراحل بعد از ثبت درخواست یا خرید چیه؟
  • هزینه، شیوه پرداخت و شرایط تغییر یا لغو چطور توضیح داده می‌شه؟
  • اگر کاربر بین چند گزینه مردده، چه کسی یا چه راهنمایی می‌تونه بهش کمک کنه؟

برای بعضی کسب‌وکارها این اطلاعات توی صفحه قیمت و سفارش قرار می‌گیره؛ برای بعضی‌های دیگه، یک صفحه خدمات، فرم درخواست یا گفت‌وگوی مشاوره‌ای مناسب‌تره. دعوت به اقدام رو با کاری هماهنگ کنید که واقعاً قدم بعدی کاربره؛ مثلاً بررسی جزئیات، درخواست مشاوره یا تکمیل سفارش. وعده‌ای ندید که تیم‌تون نمی‌تونه انجامش بده.

مرحله پنجم: بعد از خرید هم محتوا رو ادامه بدید

مسیر محتوا با پرداخت یا ثبت سفارش تموم نمی‌شه. مشتری تازه ممکنه ندونه از کجا شروع کنه، چطور از محصول استفاده کنه یا برای حل یک مشکل سراغ چه کسی بره. اگر محتوای مناسبی براش آماده نباشه، احتمالاً دوباره همون سؤال‌ها رو از پشتیبانی می‌پرسه یا استفاده از راه‌حل رو عقب می‌اندازه.

راهنمای شروع کار، آموزش کوتاه برای وظیفه‌های اصلی، صفحه پاسخ به سؤال‌های متداول، راهنمای رفع مشکل و پیام‌های پیگیری می‌تونن بخشی از تجربه بعد از خرید باشن. محتوای این بخش رو از روی سؤال‌های واقعی مشتری‌ها بسازید و هرجا مراحل استفاده تغییر کرد، راهنما رو هم بازبینی کنید.

از پشتیبانی انتظار نداشته باشید فقط با انتشار مقاله همه مشکلات مشتری حل بشه. محتوا باید راهنمایی روشن بده و مشخص کنه چه زمانی کاربر نیاز به کمک انسانی داره و از چه مسیری می‌تونه اون کمک رو بگیره.

چطور این نقشه رو به برنامه محتوایی تبدیل کنید؟

برای شروع، لازم نیست یک‌باره برای همه مرحله‌ها ده‌ها محتوا تولید کنید. با یک گروه مخاطب و یک مسئله مهم شروع کنید و این مراحل رو انجام بدید:

  1. گروه مخاطب رو مشخص کنید. نگید «همه مشتری‌ها». بنویسید این محتوا برای چه کسی و در چه موقعیتی ساخته می‌شه.
  2. سؤال هر مرحله رو ثبت کنید. سؤال‌ها رو از گفت‌وگوها و رفتار واقعی کاربران جمع کنید و سؤال‌های حدسی رو از سؤال‌های پرتکرار جدا نگه دارید.
  3. برای هر سؤال، قالب مناسب انتخاب کنید. هر نیازی مقاله نمی‌خواد؛ گاهی جدول مقایسه، صفحه راهنما، ویدئو یا پاسخ کوتاه داخل صفحه بهتر جواب می‌ده.
  4. قدم بعدی رو بنویسید. روشن کنید بعد از دیدن محتوا، کاربر چه کاری می‌تونه انجام بده و صفحه چطور به محتوای مرتبط وصل می‌شه.
  5. محتواهای موجود رو بررسی کنید. ببینید صفحه‌ای دارید که همین سؤال رو جواب بده یا باید آن را به‌روزرسانی کنید؛ ساختن صفحه مشابه همیشه بهترین راه نیست.
  6. معیار بررسی رو متناسب با هدف انتخاب کنید. برای محتوای آموزشی، دیدن صفحه مرتبط یا رفتن به مرحله بعد ممکنه مهم باشه؛ برای صفحه تصمیم، کامل‌شدن اقدام موردنظر رو بسنجید. فقط تعداد بازدید رو معیار موفقیت همه محتواها نذارید.

یک مثال اجرایی برای چیدن محتوا

فرض کنید سایتی خدمات طراحی فروشگاه اینترنتی ارائه می‌کنه. کاربر در مرحله شناخت شاید ندونه چرا بازدیدکننده‌ها از سایت خرید نمی‌کنن؛ یک راهنمای تشخیص موانع خرید می‌تونه کمکش کنه. بعد ممکنه دنبال راه‌حل‌هایی مثل بهبود تجربه کاربری، تغییر فرایند پرداخت یا بازطراحی فروشگاه بگرده؛ یک راهنمای مقایسه این رویکردها به کارش میاد. وقتی چند طراح یا شرکت رو بررسی می‌کنه، صفحه فرایند اجرا، محدوده خدمات، پیش‌نیازها و نمونه‌کارهای واقعی کمکش می‌کنن. در مرحله تصمیم هم باید بدونه برای برآورد هزینه چه اطلاعاتی لازمه و بعد از ارسال درخواست چه اتفاقی می‌افته.

بعد از شروع پروژه، راهنمای آماده‌کردن محتوا و تصاویر، توضیح مراحل تأیید طرح و راهنمای استفاده از فروشگاه می‌تونه نیازهای تازه مشتری رو پوشش بده. این صفحه‌ها قرار نیست همگی یک جا یا در قالب مقاله منتشر بشن؛ هرکدوم باید جایی قرار بگیرن که کاربر واقعاً بهشون نیاز پیدا می‌کنه.

چک‌لیست کوتاه برای بازبینی نقشه محتوا

  • آیا برای هر مرحله، سؤال واقعی کاربر رو نوشته‌اید؟
  • آیا محتوا به نیاز همان مرحله جواب می‌ده یا فقط محصول رو معرفی می‌کنه؟
  • آیا محدودیت‌ها و قدم بعدی برای کاربر روشنه؟
  • آیا صفحه به محتوای مرتبط لینک می‌ده و کاربر رو بی‌دلیل به بن‌بست نمی‌رسونه؟
  • آیا برای سنجش نتیجه، معیاری متناسب با هدف صفحه دارید؟
  • آیا محتوای پس از خرید و استفاده مشتری رو هم در نظر گرفته‌اید؟

سوالات متداول

مسیر خرید مشتری همیشه از آگاهی شروع می‌شه؟

نه لزوماً. ممکنه کاربر از جست‌وجوی یک راه‌حل مشخص وارد سایت بشه یا بعد از دیدن یک مقایسه مستقیم سراغ صفحه قیمت بره. مرحله‌ها رو برای شناخت نیازها به کار ببرید، نه برای فرض‌کردن اینکه همه دقیقاً یک مسیر ثابت رو طی می‌کنن.

برای هر مرحله باید یک مقاله جدا بسازیم؟

نه. قالب رو بر اساس سؤال کاربر انتخاب کنید. یک نیاز شاید با مقاله بهتر جواب بگیره و نیاز دیگه با صفحه مقایسه، راهنمای استفاده، ویدئو یا توضیح کوتاه داخل صفحه محصول.

اگه کاربرها سؤال‌های متفاوتی دارن، از کدوم محتوا شروع کنیم؟

از مسئله‌ای شروع کنید که برای مخاطب و کسب‌وکارتون اهمیت بیشتری داره و درباره‌ش نشانه یا سؤال واقعی دارید. بعد ببینید چه محتوایی برای قدم بعدی لازمه و اولویت رو با منابع و ظرفیت تیمتون هماهنگ کنید.

چطور بفهمیم محتوا به کاربر در مسیر خرید کمک کرده؟

هدف هر صفحه رو جدا مشخص کنید. ببینید آیا کاربر پاسخ موردنیازش رو پیدا کرده، به محتوای مرتبط رفته یا اقدام متناسب با اون مرحله رو انجام داده. بازدید به‌تنهایی برای سنجش همه صفحه‌ها کافی نیست.

محتوای بعد از خرید هم جزو استراتژی محتواست؟

بله. راهنمای شروع، آموزش استفاده و پاسخ به سؤال‌های مشتری بخشی از تجربه محتواست. این مطالب می‌تونن به مشتری برای استفاده بهتر کمک کنن و اطلاعات کاربردی‌تری درباره نیازهای واقعی مخاطب در اختیارتون بذارن.

نتیجه‌گیری

برای ساختن محتوای مفید در مسیر خرید، اول سؤال کاربر رو در هر مرحله پیدا کنید و بعد قالب، پیام و قدم بعدی رو بر همون اساس بچینید. از مسئله‌ای شروع کنید که شواهد روشن‌تری براش دارید، محتوای موجود رو هم بررسی کنید و نتیجه رو با معیاری بسنجید که به هدف همون صفحه ربط داره. اگه می‌خواید برنامه‌ریزی، بازبینی و انتشار محتواتون رو منظم‌تر پیش ببرید، می‌تونید حرفو رو امتحان کنید.

این راهنما رو روی سایت خودت امتحان کن

با حرفو، از انتخاب موضوع تا انتشار جلو برو. شروعش با ۲ مقالهٔ رایگانه.

شروع با ۲ مقالهٔ رایگان